
شهری رو تصور کنید که افرادی با توانایی های فراطبیعی رو در خودش جا بده و باعث بشه قدرت اونها از بین بره و بهشون شانس زندگی کردن مثل افراد عادی رو بده، آیا این همان آرزوی همیشگی افرادی که توانایی های ماوراطبیعی دارن نیست؟ اسم این شهر “هیون”ه و دیگه درش اوضاع مثل قبل نیست، به دلایلی توانایی های از دست رفته اهالی شهر داره برمیگرده و تصور کنید اون شهر میتونه چه جهنمی بشه، اینجاست که پای یک پلیس اف بی آی به نام آدری پارکر برای حل کردن معمای یک قتل باز میشه و حین کشف معمای این قتل متوجه پیشینه خودش در این شهر عجیب و غریب میشه حالا این کارآگاه بلوند به همراه یک پلیسی به نام نیتن که درد رو حس نمیکنه و همینطور یکی از اهالی شهر به نام دوک باید معماهای این شهر مخوف رو حل کنن
این سریال گرچه نام استفن کینگ و رمان کمتر شناخته شده اش یعنی بچه کلرادویی رو یدک میکشه اما شاید اشاره ها و ارجاعات به این کتاب در حداقل های ممکن خودش باشه سازندگان این سریال که تجربه خیلی موفقی از همکاری با استفن کینگ در سریال منطقه مُرده رو داشتن حالا با هیون و یه رمان دیگه از استفن کینگ برگشتن تا شما رو سرگرم کنن. نباید از این سریال انتظار معجزه داشته باشین اما هر هفته میتونید انتظار یه داستان پلیسی تر و تمیز با اتفاقات عجیب و غریب رو از این سریال داشته باشین و با شخصیت های سریال در کشف کردن رازهای گذشته خودشون دخیل باشین، هدف خود سریال و سازنده هاش هم چیزی غیر از این نیست
سریال هیون توسط شبکه سای فای که مختص سریال های علمی تخیلی هست پخش میشه و باعث شده این شبکه در بین شبکه های کابلی کاملاً جمعه شب ها رو قبضه کنه. هیون درست قبل از سریال “یورکا” که شباهت های زیادی هم به هم دارن پخش میشه و در طی هشت هفته گذشته زوج “هیون” و “یورکا” بیشترین بیننده جمعه شب های آمریکا رو در تابستونی داشتن که وقت قحطی سریال های خوب آمریکاییه
فصل اول این سریال شامل سیزده قسمت خواهد بود و باید دید نظر شبکه سای فای در مورد تمدید سریال نسبتاً کم خرج و خوش ساختی که میتونه بیننده های جمعه شبش رو سرگرم کنه چه خواهد بود ولی هرچی باشه اگه تو تابستون دنبال سرگرم شدن میگردین مطمئناً هیون یکی از انتخاب های شما خواهد بود
سلام میلاد جان
سریال قشنگیه البته با ترجمه زیبا و روان شما و همکارانتون
ولی در مقام قیاس در حد اندازه
Fringe On break, returns: 2010-09-22
نیست.روز شماری میکنم 31 شهریور بشه فصل جدید شروع بشه
با تشکر فراوان بابت وقت وزحمتیکه بابت ترجمه این سریال ها میکشی
ممنون دوست عزیز
باهات تا حدود زیادی موافقم 🙂
سلام ميلاد جان ، خسته نباشيد .
من با دستگاه پلير فيلم ميبينم و اين دستگاه فقط اس-آر-تی رو ساپورت ميکنه .
زيرنويس اين سريال به صورت اس-آر-تی موجود نيست ؟
سلام بر شهروز نازنین
تو مسنجر بهم پی ام بدین در خدمتم
سلام .
من 8 اپيزود از اين سريال فوق العاده رو ديدم و نظرم رو بيان ميکنم :
مسئله اي که باعث شد اين سريال برای من متفاوت باشه نسبت به سريال های ديگه ، شروع اون هست . تمام سريال هايی که من ديدم ( به جز لاست ) چند اپيزود ابتدايی اون خيلی کسل کننده بوده و اصلاً بيننده رو جذب نميکرده و حداقل بعد از گذشت 3 يا 4 اپيزود ، تازه سريال مسير اصلی رو پيدا ميکرده و بيننده رو درگير سريال ميکنه ، ولی سريال هيون ، در همون ابتدا يه حس خاصی به بيننده ميده ، انگار بيننده خيلی وقت هست با محيط و شخصيت های سريال آشنا هست و خو گرفته .
به نظر من ، يکی از عوامل مهم اين مسئله ، بازی بسيار زيبای ” اميلی رز ” در نقش کاراگاه پارکر هست ، يه کاراگاه بسيار روک و البته دوست داشتنی که بر عکس ظاهر نه چندان زيباش ، با بازی زير پوستی که انجام ميده ( و البته ديالوگ هايی که بهش دادن ) سريع تو دل بيننده جا پيدا ميکنه . به نظر من شخصيت کاراگاه پارکر رو ميتونيم نقطه مقابل کارکتر ” اوليويا دانهم ” در سريال زيبای فرينج قرار بديم . البته محيط سريال فرينج مستلزم خلق کاراگاه باهوش و خشکی مثل اوليويا هست .
جدا از هنرنمايی بازيگران ، محيطی که سريال در اون ساخته شده ( شهر هيون ) يه شهر بسيار زيبا هست که بيننده از نگاه کردن به لوکيشن های سريال خسته نميشه ( بر عکس سريال های ايرانی که لوکيشنهايی مثل قبرستان + بيمارستان + زندان دارند ) و من ناخواسته با ديدن اين جزيره ، ياد سريال لاست مييوفتم .
البته اين سريال نقاط ضعف هم به نظر من داره که مهم ترين اون ، تکراری بودن داستان و سرانجام هر اپيزود هست . تو تمام اپيزود هايی که من ديدم ، در ابتدا يه قتل اتفاق مييوفته و در انتها شخصی مسئول اين قتلها بوده که نيروی خاصی داشته و قابل کنترل نبوده و هيچ تقصيری هم نداشته . مشکل ديگه سريال ، ضعيف بودن داستان اصلی سريال هست :
داستان اصلی سريال ( که هدف رسيدن به اون هست ) اينه که کاراگاه پارکر ، بفهمه که گذشته مادرش تو اون جزيره چی بوده . تو اين 8 اپيزود خيلی کم به اين مسئله پرداخته شده و فقط در چند سکانس صحبت سر اين موضوع بوده و خيلی سريع موضوع بسته شده و فقط چند ديالوگ مانند : تو چقدر شکل اين عکس هستی ، اسم اون زن … بود ، و غير ه گفته شده .
ضعف بعدی به نظر من اينه که آخر هر اپيزود خيلی راحت تموم ميشه و به بيننده شوک نميده و هيچ معمايی باقی نميمونه . به نظر من مسائل ی که باعث ميشه يه سريال مثل لاست يا فرينج يا هيروز يا فرار از زندان موفق باشن اينه که در سانيه های پايانی اپيزود ، يه شوک به بيننده داده ميشه و به اصطلاح بيننده رو تشنه نگه ميداره برای هفته آينده ، ولی سريال هيون فاقد اين تشنگی هست و من به شخصه راحت ميتونم برای اين سريال 1 هفته يا حتی 1 ماه صبر کنم .
در آخر ، باز هم از ميلاد و مهسا تشکر ميکنم بابت ترجمه اين سريال .
خيلی حرف زدم ، ببخشيد .
بسیار نظر جامع و کاملی بود حتی در حد یه بلاگ پست. دقیقاً همینطوریه که گفتی شهروز جان، خیلی باهات موافقم و مرسی از لطفی که به ما داشتی
[…] بچه کلرادویی اثر استیفن کینگ برای اطلاعات بیشتر به اینجا و اینجا مراجعه کنید برای زیرنویس فصل اول هم می تونید […]
[…] شهری مرموز به نام هیون […]
ببینم این کاراگاه خودشم نیروی ماورایی داره؟
یه جورایی :دی